برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
جمعه ٢٤ آذر ١٣٩٦
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 28835
 بازدید امروز : 7311
 کل بازدید : 53387553
 بازدیدکنندگان آنلاين : 9
 زمان بازدید : 0.8057
مشگين شهر

شهر مشكین‌شهر(خیاو)

استخر آبگرم قیزچه

استخر آبگرم قیزچه - عکس از شهروز عبادی

خیاو،گذرگاه و پناهگاهی برای سوداگران و درمانده ها بود. در سده های اولیه اسلامی مجاهدان و از جان گذشتگانی بودند كه در سبلان سنگر می گرفتند. هرگوشه این سامان نشانه هایی از آن روزها را به یادگار دارد. خیاو در حاشیه سرزمینی افتاده است كه روزگاری به اسم آران مشهور بود. این منطقه، زبانی ویژه داشت كه تا سده چهارم هچری با همه آشفتگی ها و آمیختگی هایش پایدار بود.

سكه های بدست آمده از منطقه، متعلق به چند دوره تاریخی با فاصله زمانی كوتاه و دراز و بیشتر مربوط به اتابكان آذربایجان است. نخستین سكه ای كه تازیان در آران‌ زده اند، متعلق به سال 90 هجری است. خیاو در دوره صفویه بیشتر رونق گرفت. مدتی پس از عباس میرزا در آذربایجان، خیاو توجه ایلات شاهسون را كه در شرف قدرت گرفتن بودند جلب كرد. ییلاق شاهسون ها در‌ دامنه ساوالان رفته رفته گسترده تر شد و خیاو را مثل حلقه در میان گرفت.

سپس كشتار و غارت شروع شد. مدتها این وضع ادامه داشت تا سرانجام در زمان ناصرالدین، حاكمی به نام حسنعلی خان جنرال وارد مشگین شهر شد و به شرارت ها پایان داد. از وقایع مهم خیاو می توان پیروزی مشروطه خواهان، سركوبی اشرار در مدت 20سال حكومت رضاخانی، اسكان عشایر در مشگین شهر وقحطی در سال 1294 و 1327شمسی را نام برد.

جاذبه های دیدنی

جاذبه های طبیعی

صنايع و معادن

صنايع شهرستان مشگين شهر را به صنايع دستي و صنايع ماشيني تقسيم مي كنند. از مهم ترين اين صنايع می توان به قالی بافی، گليم بافی و جاجيم بافی اشاره نمود. قالی های مشكين شهر شباهت زيادی به قالی های سراب دارد. در اين منطقه قالی ها و كناره های بادوام و ضخيم با طرح های هندسی بافته می شوند. از مهم ترين طرح هايی كه در قالی بافی اين شهرستان به كار می روند می توان به لچک، ترنج، كله قوچ، زرين، قلم و تک گل اشاره نمود. قالی از صادرات مهم اين شهرستان به شمار می رود. صنايع پارچه بافي و صنايع كوچك محلي نيز در اين شهرستان رواج دارد.  

کشاورزی و دام داری

مشگين شهر منطقه ای است كه عمده افراد آن به كشاورزی، باغ داری، دام داری و زنبور داری مشغول هستند مهم ترين محصولات اين شهرستان عبارت اند از: گندم، جو، بنشن، تره بار، برنج، سيب زمينی، آفتابگردان، ذرت، گياهان علوفه ای، سيب، انگور، بادام، زردآلو، گردو، گلابی، گيلاس، آلبالو، هلو، شليل، شفتالو، آلو، آلوچه، به و توت. فرآورده های دامی و هم چنين تهيه عسل از مهم ترين فعاليت های اين شهرستان محسوب می شوند.  

مشخصات جغرافيايي

مشگين شهر در 47 درجه و 41 دقيقه طول جغرافيايی و 38 درجه 23 دقيقه عرض جغرافيايی و در بلندی 1400 متری از سطح دريا واقع است. مركز اين شهرستان در منطقه ای كوه پايه ای و در 8 كيلومتری كوهستان سبلان قرار دارد. آب و هوای آن نسبتا سرد و نيمه خشک است. مسير مشگين شهر - اهر به طول 62 كيلومتر و راه مشگين شهر- اردبيل به طول 85 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي اين منطقه به شمار مي روند.  

 وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام قديم منطقه مشکين شهر خياو بوده است. اين شهر گذرگاه و پناه گاهی برای سوداگران و درمانده گان بود. در سده های اوليه اسلامی مجاهدان و از جان گذشته گانی بودند كه در سبلان سنگر می گرفتند. هر گوشه اين سامان، نشانه هايی از آن روزها را به يادگار دارد. هم چنين روشن گرديده که در زمان هايی دورتر، مدنيتی ناشناخته و بزرگ در اين حوالی بوده كه هم چنان دست نخورده در زير خاک مدفون است.
« خياو» در حاشيه سرزمينی افتاده است كه روزگاری به اسم « آران » مشهور بود. اين منطقه زبانی ويژه داشت كه تا سده چهارم هجری با همه آشفتگی ها و آميخته گی هايش پايدار بود. سكه های به دست آمده از منطقه، متعلق به چند دوره تاريخی با فاصله زمانی كوتاه و دراز و بيش تر مربوط به زمان اتابكان آذربايجان است. نخستين سكه ای كه تازيان در«آران» زده اند، متعلق به سال 90 هجری است. در اين منطقه، گورستان ها و نشانه هايی نيز از سال های اوليه اسلامی به جای مانده است. از اين رو هر چند در بيش تر كتاب های جغرافيايی اسلامی، نامی از آن به ميان نيامده است، اما خياو يا مشگين شهر آبادی اسم و رسم داری بوده است. اما حمدالله مستوفی در سال 740 هجری خياو را قصبه ای خوانده است و حد و مرزش را نشان داده و حتی حقوق ديوانی اش را ذكر كرده است:« خياو قصبه ای است در قيلی كوه سبلان افتاده است و چون سبلان در شمال اوست هوايش رو به گرمی مايل است. آبش از كوه جاری است. باغستان اندک دارد حاصلش غله بيش تر بوده، ‌مردمش اكثرا موزه دوز و چوخاگر هستند حقوق ديوانی اش دو هزار دينار است». بااين حساب، قدمت خياو را می شود تا سده های اوليه اسلامی پيش برد. هر چند كه موقعيت جغرافيايی آن اين خيال را در ذهن به وجود می آورد كه در سال های پيش تر نيز منطقه خالی از سكنه نبوده است. اين فكر را قبرهای گبرها يا زردشتيان كه در همه جای آن پراكنده است، بيش تر تاييد می كند. هر چند که بيش تر آن چه از اين منطقه به دست آمده مربوط به دوره اسلامی است.
خياو در دوره صفويه بيشتر رونق گرفت. به گونه ای كه، يكی از اولاد شيخ صفی- شيخ حيدر- حاكم و والی منطقه مشگين و برزند مغان در يكی از دره ها به دست مردی به اسم شيروان شاه قره باغی كشته شد. وی نوه دختری شاه صفی و نوه پسری شيخ صفی بود. شاه اسماعيل فرزند اين مرد نيز در خياو به دنيا آمد.
كتاب با ارزشی به نام « تاريخ العجم و الاسلام » از دوره عباس ميرزا باقی مانده كه توسط شيخ عبدالغفور ثامن نامی نوشته شده است. در اين كتاب، نكته های مبهم مربوط به خياو و آبادی های اطراف آن روشن شده است. مدتی پس از حكومت عباس ميرزا در آذربايجان، خياو توجه ايلات شاهسون را كه در شرف قدرت گرفتن بودند جلب كرد. ييلاق های شاهسون ها در دامنه ساوالان رفته رفته گسترده تر شد و خياو را چون حلقه ای در ميان گرفت. سپس كشتار و غارت آغاز شد. مدت ها اين وضع اسفناک ادامه داشت تا سرانجام در زمان ناصرالدين شاه، حاكمی به نام حسنعلی خان جنرال وارد مشگين شهر شد و شرارت ها را پايان بخشيد.
با آغاز مبارزات مردم در راه كسب مشروطيت، روسيه تزاری هرج و مرج طايفه های شاهسون را به صلاح و صرفه خود نديد و به در خواست حكومت وقت، درصدد سركوب طايفه های ياغی و عصيان گر شاهسون بر آمد. چهار لشگر روسی از چهار طرف به سوی خياو حركت كردند. ژنرال « مدداوف » از اردبيل و « دالما چوف » از تبريز، طوايف شاهسون را محاصره و پس از زد و خوردهای شديد، آنان را وادار به تسليم كردند. سپس همه دارايی شاهسون ها تقسيم شد. اين سال را ايلات مبدا و ماخذ تاريخی قرار می دهند كه در ميان آواره ها و چادر نشين ها به « بولگی ايلی » يا سال تقسيم مشهور است.

منبع:

http://www.hamshahrionline.ir

http://makandidany.tebyan.net

http://avayekhiyav.blogfa.com

http://panosavalan.com

 گردآورنده: 

کاوه ملک میرزایی