برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
پنج شنبه ٠٨ تير ١٣٩٦
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 20564
 بازدید امروز : 1185
 کل بازدید : 51873708
 بازدیدکنندگان آنلاين : 8
 زمان بازدید : 0.9658
نیشابور

شهر نيشابور

اين شهر درسال 31 هجري و درزمان خلافت عثمان فتح شد و در دوره اسلامي،  يكي از چهار شهر بزرگ خراسان بوده است.  وسعت و عظمت اين شهر در حدي بوده است كه آن را ام البلاد مي‌خوانده اند. در اوايل دوره اسلامي، وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه شهرتي جهاني يافت. به همين سبب نيز برروي سكه هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي شد،‌ نام اين شهر نيز ديده مي شود.

دهکده چوبی نیشابور

دهکده چوبی نیشابور

 نيشابور در زمان غزنويان و سلجوقيان از شهرهاي مهم و معتبر خراسان محسوب مي‌شد.  اين شهر كه يكي از مراكز تمدن و هنر ايران و خراسان است و شاعران و انديشمندان بسياري را درخود پرورانده است، در مسير جاده ابريشم قرار داشته و اكتشافات باستان شناختي قابل توجهي در آن صورت گرفته است. نيشابور هم اكنون شهري بزرگ و آباد است و آثار ديدني بسياري دارد. 

 مراكز ديدني

صنايع و معادن

كارخانه‌های‌قند، پنبه‌پاك‌كنی و كولر سازی نيشابور دارای اهميت است. نيشابور دارای معادن نمك، فيروزه، تالك، كائولن و سنگ آهك است و فيروزه تراشي يكي از مهم‌ترين صنايع اين شهرستان به شمار مي‌آيد. 

کشاورزی و دام داری

اقتصاد اين شهرستان برپايه‌كشاورزی، دام‌پروری و صنايع استوار است. مهم ترين فرآورده های آن گندم، جو، ذرت، پنبه، باقلا، عدس، لپه، ماش، نخود، صيفی‌جات، ميوه های گوناگون و فرآورده های دامی است. پرورش دام در اين ناحيه به گونه سنتی و صنعتی رواج دارد عمده ترين دام هايی كه در نيشابور پرورش داده می شود، شامل گوسفند، بز، گاو،‌ گاوميش، شتر،‌ اسب و استر است. پرورش مرغ به روش سنتی و صنعتی در نيشابور معمول بوده و از جايگاه خوبی برخوردار است. 

مشخصات جغرافيايي

شهرستان نيشابور، با پهنه ای حدود 9308 كيلومتر مربع، در شمال خراسان رضوي،از نظر جغرافيايی در 36 درجه و 12 دقيقه پهنای شمالی و 58 درجه و 48 دقيقه درازای خاوری و بلندی 1193 متر از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از شمال به شهرستان های چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حيدريه و كاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندك‌اندك بر گرما و خشكی هوا افزوده می شود. شهرستان نيشابور پوشش گياهی گوناگونی را داراست. در بخش كوه‌پايه ای، گياهانی مانند ريواس، كمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبيت شن های روان وجود دارد. در سرشماري سراسري سال 1375 جمعيت شهرستان نيشابور 412904 نفر برآورد شده كه از اين تعداد 158847 نفر در مركز اين شهرستان زندگي مي‌كردند. 

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

نام اين شهر در اوستا «رئونت» آمده و به معنی دارنده شكوه و جلال است. اين واژه در گذر زمان و دگرگونی زبان اوستايی به پهلوی به «رای‌اومند» تبديل شد. در نبشته های پهلوی، اين واژه به عنوان صفتی برای خداوند آمده است و در سر آغاز بيش تر نامه های پهلوی به چشم می خورد. از اين رو می توان دريافت كه آن شهر باستانی تا چه پايه نزد ايرانيان ارجمند بوده است، كه با چنين صفتی از آن ياد می كنند. هم اكنون نيز بخش باختری نيشابور تا مرز سبزوار «ريوند» نام دارد و در دوران اسلامی نيز بزرگانی از آن برخاسته اند، كه در آثار اسلامی، از آن ياد شده است. اين نام، در شاهنامه به گونه «ريونيز»‌ به عنوان محلی که در يكی از نبردهای ميان ايرانيان و تورانيان ويران گشته، آمده است. بر اساس متن کهن «نامه شهرستان های ايران» اين شهر در زمان شاپور اردشير ساسانی دوباره ساخته شده است. در اين نامه از نيشابور به نام «نيوشاپوهر» ياد شده است. از سويی در همين دوره پارتيان ساکن خراسان، که از چيره گی اردشير خشنود نبودند، با ماندن نام پسر اردشير بر شهرستان هم رای نبوده و بدين روی صفت «ابرشهر» (به معنی شهر برين) را بر آن نهادند و در پاره ای از نبشته های پهلوی، اين نام به گونه «اپر شتر» آمده است. اين نام به گونه ای همان نام پيشين را، كه به معنی «دارنده شكوه بود» به ياد می آورد. در نوشته های پس از اسلام نيز پيش از آن كه نام «نيشابور» آيد، «ابر شهر» آمده و برخی از نويسنده گان اين زمان نيز در معنی آن بلندی زمين را دليل دانسته اند.
نيشابور در روزگار پادشاهی يزدگرد دوم (438- 457 م) از لحاظ اهميت در شمار شهرهايی چون مرو و سمرقند در دروه های بعدی بوده است. پيدا شدن سكه های ساسانی در ويرانه های گوناگون نيشابور، خود نشان دهنده اهميت اين شهر در آن دوران است. نيشابور در سال 31 هـ . ق، در روزگار عثمان گشوده شد. شش سال بعد، در زمان خلافت حضرت علی(ع) گروهی از ايرانيان زرتشتی نيشابور شورش كردند، ولی اين مخالفت زود گذر و ناپايدار بود.
نخستين امير ايرانی كه در نيشابور پس از اسلام تخت نهاد، ابومسلم مروزی سپهبد جوانمرد ايرانی بود، كه در سال 131 هـ . ق، به ياری سپاه خراسان بنی اميه را پس از يك سده ستم، از پهنه زمين بزدود. پس از او سنباد گبر نيشابوری به خونخواهی ابومسلم، از نيشابور برخاست و چند سال با سپاهيان بنی عباس جنگيد و سال ها (تا 138 هـ . ق) خاور ايران را از دستبرد عباسيان ايمن داشت.
طاهريان از سال 206 هـ . ق، نام مامون را از خطبه های نماز انداختند و نيشابور را پايتخت خود كردند. يعقوب ليث صفاری در سال 259 هـ . ق، بازمانده طاهريان را در نيشابور شكست داد و چندی نيز در نيشابور زيست. پس از شكست عمروليث از امير اسماعيل سامانی در سال 287 هـ . ق، بخارا پايتخت خراسان شد و همواره از سوی ايشان اميری بر نيشابور فرمان می راند.
سلجوقيان هر از گاهی نيشابور را پايتخت خود قرار داده اند. در اين بين آلب ارسلان، ملكشاه و سنجر بيش تر در اين شهر به سر برده اند. در هجوم غزنويان به سال 549 هـ . ق، به علت پايداری مردم که به فرمان پيشوای مذهبی خويش امام محمد يحيی عمل کردند، شهر را به آتش كشيدند، كتابخانه ها را چپاول كردند و كتاب ها را سوزاندند. در حمله مغول (618 هـ . ق)، به فرمان تولی – پسر چنگيز – به علت کشته شدن داماد چنگيز به تير نيشابوريان، مردم و حتی سگ و گربه های شهر را كشتند. پس از يورش تولی خان و با خاك يكسان شدن شادياخ، شهر جديد نيشابور، در شمال شادياخ و شايد در روی ويرانه های نيشابور پيشين پی افكنده شد. 59 سال بعد شهر جديد نيز در زلزله ای که خرابی هايش از خرابی های لشگريان چنگيزی كمتر نبود به طور تمام ويران گشت. در 695 هـ . ق، با ورود غازان خان به خاك خراسان، فصل نوينی در پيشينه اين شهر آغاز شد. اين بار باز در همان محل يا پيرامون ويرانه های نيشابور باستانی، شهر جديدی بنياد نهاده شد، كه می توان آن را نيشابور جديد نام نهاد. در اواخر حكومت ايلخانان مغول در ايران، نيشابور جزو قلمرو سربداران سبزواری شد و در سال 782 هـ . ق نظر به اين كه خواجه علی مويد، آخرين فرمانروای سربداران، اطاعت تيمور لنگ را گردن نهاد، نيشابور از خرابی های تيمور رهايی يافت.
با پيشرفت روز افزون مشهد از لحاظ مهمترين شهر زيارتی شيعيان در دوران صفوی، نه تنها نيشابور كمتر مورد توجه بود، بلكه همانند هرات و مشهد در خطر يورش اوزبكان و تركمانان و سرانجام افغانان بود. نخستين يورش افغان ها در پايان پادشاهی شاه سلطان حسين، سبب خرابی استحكامات و پاره ای از ساختمان های نيشابور شد. در 1160 هـ . ق، به دنبال كشته شدن نادر شاه افشار، يكی از سردارانش به نام احمد خان ابدالی، كه بعدها به احمد شاه درانی سرشناس شد، پس از چند بار نبرد، نيشابور را گرفت و خرابی های بسيار به بار آورد. وی عباسقلی خان بيات را به حكومت آن جا منصوب گردانيد، عباسقلی خان در نيشابور با دلسوزی و مردم نوازی گروهی از رنجبران و كشاورزان فراری شهر را تشويق به بازگشت كرد و به ساختن ديوار شهر و بازسازی پاره ای از خرابی ها همت گماشت. با اين حال نيشابور اهميت پيشين خود را پيدا نكرد تا آن كه در سده 13 هـ . ق، به دست قاجاريان افتاد. 

منبع:

http://static.panoramio.com 

http://www.ichto.ir

گردآورنده: 

نرگس ملک میرزایی