برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
شنبه ٢٩ مهر ١٣٩٦
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 24206
 بازدید امروز : 3068
 کل بازدید : 52870664
 بازدیدکنندگان آنلاين : 11
 زمان بازدید : 0.7529
زرین دشت
شهرستان‌زرين دشت
 درخت کهنسال و معروف زرین دشت
 
درخت کهنسال و معروف زرین دشت
 
يكي از شهرستان هاي استان فارس است كه در ناحيه‌ي جنوب خاوري استان واقع شده‌است. اين شهرستان از شمال به داراب، از جنوب به لارستان و از باختر به جهرم و فسا محدود مي شود. به علت وجود كشاورزی پر رونق و صنايع وابسته به آن و هم چنين صنايع دستی اين شهرستان بازرگانی در اين منطقه از رونق نسبی برخوردار است و عمده ترين صادرات اين منطقه را: مركبات، پنبه، گل سرخ،‌ خرما،‌ انگور،‌ بادام، گندم، قالی و گليم تشكيل می دهد.

زرین دشت از سال ۱۳۷۹رسما در تقسیمات کشوری به عنوان شهرستان شناخته شده است و قبل از آن به عنوان بخشی از شهرستان داراب محسوب می شده است. بررسی و شناخت این شهرستان از نظرگاه جغرافیای تاریخی با فراز و نشیب های فراوانی رو به رو بوده است ، شناخت این فراز و نشیب ها در ارتباط با سه موضوع کلی : موقعیت جغرافیایی، آب و راههای ارتباطی است.

مراکز تاریخی و دیدنی

با توجه به موقعیت جغرافیایی زرین دشت، تحولات تاریخی برآن تاثیر گذاشته است. چنانچه زرین دشت به عنوان جزیی کوچک از سرزمین پارس قدیم ، سرزمینی که محل خیزش وشروع دو سلسله بزرگ تاریخ ایران باستان یعنی هخامنشی و ساسانیان محسوب می شود، بدین جهت ازآن دوره های کهن یادگاری هایی به جا مانده است که به کمک آن زوایای تاریک و مبهم تاریخ این سرزمین تا اندازه ای شناخته شده و با بررسی بیشتر می توان به صورت کاملتری بررسی وشناسایی کرد. براساس مستندات و کاوشهای باستان شناسی که در چند مرحله در زرین دشت به خصوص به همت دکتر آذرنوش استاد باستان شناسی دانشگاه تهران در منطقه ای معروف به تل سفیدک ازیک خانه مسکونی دوره سامانی درحاجی آباد بقایای یک چهارطاقی دردامنه سیاه کوه معروف به میل نقاره خانه صورت گرفته و براساس آثار به دست آمده نشان داده شده که قدمت سکونت در زرین دشت به خصوص دشت حاجی آباد به ۶ هزار سال پیش می رسد .از شواهد وآثار موجود چه در بلندی های محل وچه از سکونت انسان در دشت های زرین دشت ، وجود تشابهات شناخته شده در دیگر نقاط شمالی و جنوب شرقی ایران یک نوع ارتباط فرهنگی در رسومات و آثار به کار رفته به وسیله آنها، وجود داشته است .

 در شهرستان زرین دشت حدود ۵۰ محل باستانی شناخته شده در محلهای حاجی آباد ، مزایجان، ایزد خواست، دبیران، خسویه، زیراب، تل ریگی می توان نام برد. و برای روشن شدن زوایای تاریک تاریخ محل کاوشهای علمی بیشتری را می طلبد.

 سیر تفسیر و تحولات سکونت انسان در زرین دشت به سه دوره می توان تقسیم کرد.

  1.  ۱- دوره باستان که اطلاعات موجود براساس آثار به دست آمده به خصوص به همت و تلاش دکتر آذرنوش هستیم.
  2.  ۲- دوره اسلامی که از کتابهای جغرافیایی می توان اطلاعاتی اندک به دست آورد.
  3.  ۳- دوره معاصر که اطلاعات موجود مبتنی بر منقولات و گاه مطالب مکتوب جزیی در بعضی از کتابها چون آثارالعجم و فارسنامه ناصری و استاد هستیم.

 سکونت انسان در زرین دشت متاثر از عوامل زیر می باشد:

  1.  ۱- وجود دشتهای وسیع ازجمله دشت حاجی آباد، دشت خاک، ایزد خواست و مزایجان که علاوه بر هوای گرم منطقه در زمستان در سالهایی که بارش خوبی صورت گیرد و وجود مراتع مکان مناسبی برای قشلاق ایلات و عشایر را فراهم می ساخته است که این مسئله هنوزهم میتوان دید.
  2.  ۲- وجود چشمه های کوچک آب از جمله در دامنه های کوه حاجی آباد به علت وجود ارتفاعات و شیب مناسب خاک در این دامنه ها بستر مناسبی برای حفر قنات را فراهم ساخته است.

 از جمله چشمه های موجود در حاجی آباد می توان به چشمه نینه، راجونه، یاره و تنگ الحد نام برد که آب آن به دشت یا بین دست آن انتقال داده می شده است که هنوز بقایای موجود از جوی آب از جنس ساروج و استخرهای ذخیره آب و بندهای کوچک سنگی موجود است، همچنین وجود چند رشته قنات در قسمت های غربی و شرقی حاجی آباد امروزی که هر دو منتهی به دو محل باستانی که به تل سفیدک مشهور است می شده است که در هر دو محل بقایایی از سکونت انسان وخانه های مسکونی گذشتگان موجود است که به عنوان آثار دوره گیری (زرتشتیان) معروف است و آب قنات معروف به سته در جنوب حاجی آباد هنوز جاری و مورد استفاده می باشد. ازشواهد موجود می توان نتیجه گرفت که از دامنه های سیاه کوه از گلوگاه تا حاجی طاهره در شرق مرکز شهرستان محلی مناسب برای سکونت بوده است که ملزومات زندگی یعنی آب، زمین کشاورزی، مراتع و دشتها ، درآن فراهم بوده است. این مسئله برای ایجاد سکونت در دیگر مناطق شهرستان از جمله در ایران نیز مصداق داشته است. از سوی دیگر عبور رودخانه خسویه که از تلاقی چند شهر و رودخانه که از کوههای داراب و استهبان سیر تفسیر و تحولات شهرستان را می توان به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم بندی کرد. بخش جنوبی در ارتباط لار و بخش شمالی در ارتباط با دارابگرد می باشد. با توجه به اینکه دارابگرد از مهمترین شهرهای پارس محسوب می شده است و در قبل از اسلام به عنوان شهری آرمانی در تاریخ ساسانی است، شهری که اردشیر بابکان به عنوان بنیانگذار سلسله ساسانی در منصب ارگبندی این شهر قدرت خود را آغاز کردوتوانست تمرکز سیاسی و دینی را در ایران باستان به وجود آورد.

 به علت وجود اهمیت فوق العاده دارابگرد اگر چه مورد توجه همه مورخان و جغرافی نویسان اسلامی واقع شده ولی پرداختن به دارابگرد خود عاملی برای بی توجهی به شهرهای کوچک دارابگرد می شده است البته به اشارات جزیی که در منابع اسلامی شده نیز می توان از وجود تغییر و تحولات موجود را تا اندازه ای شناسایی کرد. چنانچه مقدسی در احسن التفاسیم فی معرفه الاقالیم در وصف دارابگرد می نویسد.((حوزه ای مرفه است، کانهای فراوان و ویژگیهای سیار و هوای نیکو، وی پس ازآن به شهرهای دارابگرد می پردازد که از جمله شهر ایزدخواست نام می برد وی همچنین فارس را به سه ناحیه تقسیم بندی کرده که یکی از نواحی سه گانه فارس ناحیه خسو می داند که ذکر می کند که ناحیه خسو با شهر روبنج و روستاهای رستاق و فرج (فرگ) و تارم از توابع دارابگرد است. در آن زمان می توان پی برد که ناحیه خسو منطقه ای پررونق و وسیع بوده است که مهمترین عامل این رونق و شکوفایی قرار داشتن در مسیر راه ارتباطی دارابگرد به سیراف بوده است که به تجارت پرسود دریای پارس متصل می شده است. از گفته های مقدسی می توان گفت که خسو و ایزد خواست و روبنج از توابع امروز زرین دشت محسوب می شود نام در محل یزد خواست و خسو به همین صورت باقی مانده است ولی محل روبنج به خوبی مشخص نشده است با توجه به اینکه درقرن ۶ه ابن بلخی از روبنج مقدسی نامی نمی برد و تنها از رونیز صحبت می کند. بعضی تصور کرده و بر این باورند که روبنج همان رونیز استهبان است که دراین مسئله با توجه به مسلم بودن خسویه به عنوان ناحیه توابع داراب از نظر جغرافیای چنین مکان وجود ندارد و به نظر می رسد روبنج مقدسی باید مکانی حد فاصل یزدخواست و خسو باشد که به دلایلی نامعلوم از جمله خسکسالی ، خشک شدن قناتها وچشمه های موجود در منطقه و یا به دلایل درگیریهای متعدد میان دیالمه وسلاجقه خالی از سکنه شده باشد و یا به دلیل از بین رفتن راه فرعی دارابگرد به سیراف اهمیت این شهر از بین رفته درحالی که چنانچه ابن بلخی ذکر می کند در قرن۶ دارابگرد نیز شکوه و عظمتش را از دست می دهد وی ذکر می کند دارابجرد شهر خراب است و هیچ نمانده است جز این دیوار و خندق.

 البته برای شناخت مکان دقیق آن نیاز به تحقیق و جستجوی بیشتری است.علاوه بر این مقدسی وقتی که از راههای ارتباطی دارابگرد به خصوص به بندر تجری سیراف مشخص می کند می نویسد از دارابگرد گرفته تا خسو یک مرحله تا کرب یک مرحله سپس تا جویم یک مرحله و الی آخر. با توجه به ذکر نام محلی به نام کرب در حد فاصل خسو و جویم از نظر موقعیت جغرافیایی در شهرستان زرین دشت امروزی مطابقت می کند که نام این شهر از بین رفته است. از سوی دیگر رونق و شکوفایی زرین دشت متاثر از رونق شهر لار بوده است، اگرچه نام لار در منابع قرون اولیه اسلامی دیده نمی شود و اولین بار حمدالله مستوفی از لار صحبت می کند و می نویسد که لار ولایتی است نزدیک دریا و مردم آنجا بیشتر تاجر هستند ابن بطوطه نیز در سفرنامه اش در۷۳۰ه.ق لار را محلی بزرگ دانسته، سترنج در سرزمینهای خلافت شرقی می نویسد که در زمان شاه شجاع از اواخر قرن۸ دوره فرمانروایی اعقاب امیر تیمور مرکز ضرابخانه بوده است. سکه های مفتولی شکل لاری در زمان صفویه نیز رایج بوده است، با توجه به افزایش اهمیت لار به خاطر نزدیکی به دریای پارس و رونق تجارت در لار و برقراری یک نوع حکومت محلی در لار که تا زمان تسخیر لار بوسیله اله وردی خان حاکم فارس در زمان شاه عباس ادامه می یابد و نزدیکی و جزءلار بودن قسمتهای جنوبی زرین دشت تحت تاثیر رونق و شکوفایی تجارت در لار است و با توجه به اینکه لار در دوره صفویه به عنوان یکی از مراکز تجاری هلندیان در ایران بود. و به نقل از سباح اسپانیایی رونق بازار لار قابل مقایسه با بازار شهر مادرید داشته است. وجود چنین اهمیتی باعث شد که قسمتهای جنوبی زرین دشت فعلی چه به صورت ورود به امر تجارت وبا تجارت کاروانهای تجاری که از نزدیکی این شهرستان می گذشته نقش بسزایی در اهمیت یافتن قسمتهای جنوبی زرین دشت داشته است به طوری که وجود این ارتباطات به خصوص با حاجی آباد با ساکن شدن تعدادی از لاریان در حاجی آباد می توان اثبات کرد .البته ذکر شده است که منطقه ویران تا قبل از حمله اله وردی خان وتسخیر لار منطقه ای آباد و پررونق بوده و آب آن تا قسمتهایی از دشت ایزد خواست برده می شده است که با دلایل زوال این منطقه چندان مشخص نیست . از سوی دیگر وجود قلعه مستحکم و استوار مزایجان چه در ایجاد امنیت و یا تصاحب کاروانهای تجاری در زمانهای ناامن در رونق آن موثر بوده است . وجود قلاع دیگری چون قلعه دز حاجی آباد قلعه بیات)در یزدخواست نشان از کتابهای فارسنامه ناصری و آثار العجم فرصت الدوله شیرازی دیده می شود . چنانچه میرزا حسن فسایی در فارسنامه می نویسد: مزایجان مشتمل بر ۶ قریه آباد است و فرصت الدوله نیز توصیفی از قلعه مزایجان کرده است ولی به تدریج از نقش و اهمیت مزایجان کاسته می شود.

 از تحولات در حاجی آباد به عنوان مرکز شهرستان در سه قرن اخیر با نام ملا ظهراب و نوادگانش در ارتباط است. چنانچه منقول است که وی پس از غلبه بر خواجه ذوالقدر بر قلعه مزایجان مسلط شده و سپس در حاجی آباد ساکن می شود و از این زمان تاریخ جدید حاجی آباد رقم می خورد، اگر چه آثاری از سکونت ذوالقدرها به طور دقیق ومشخص نیست ولی بر اساس منابع تاریخی دوره صفویه چون عالم آرای عباسی ، تاریخ جهان آرا و تکحله الاخبار نویدی شیرازی از زمان شاه اسماعیل اول فارس را تسخیر کرد الیاس بیگ ذوالقدر را به عنوان حاکم فارس گماشت و مدتها فارس بعنوان تیول این طایفه محسوب می شده است وجود اختلاف در این طایفه به خصوص با شورش و قدرت طلبی یعقوب بیگ ذوالقدر در زمان شاه عباس شروع می شود و آخرین بقایای طایفه ذوالقدر در زرین دشت با غلبه ملا ظهراب بر خواجه ذوالقدر به انجام می رسد و از آن پس حاکمیت و مالکیت مناطق وسیعی از حاجی آباد تا مزایجان در دست این خانواده قرار می گیردو در دوره های بعدتنشهایی میان این طایفه با ترکان بهارلو که در قسمتهایی از داراب و شمال زرین دشت امروزی در اختیار داشتند ایجاد می شود.

 بدین صورت به تدریج بر رونق و اهمیت حاجی آباد افزوده می شود و با مهاجرت عده ای به حاجی آباد و افزایش تدریجی جمعیت در سال۱۳۶۲ به عنوان مرکز شهری از توابع داراب شناخته شد وسپس به عنوان بخش و سرانجام در سال ۱۳۷۹نیز به صورت شهرستان زرین دشت در تقسیمات کشوری لحاظ گردید.

منبع:

http://www.zrd.ir

https://fa.wikipedia.org

گردآورنده:

کاوه ملک میرزایی