4
برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
جمعه ٢٧ مرداد ١٣٩٦
منو اصلی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
[فراموشی کلمه عبور]
میناب

شهر میناب

تاریخ میناب با تاریخ شهر هرمز باستانی در آمیخته است. در حال حاضر خرابه‌های این شهر در نزدیكی شهر میناب قرار دارد و در واقع این شهر جای آن را گرفته است. در سال سیصد و بیست‌ و شش قبل از میلاد، اسكندر مقدونی دریاسالار خود- نئار‌خوس (نئارك) - را از طریق مصب سند رهسپار خلیج‌فارس كرد. وی پس از عبور از سواحل مكران به دهانه رودخانه «آدمیس» در نزدیكی شهر هرمز رسید و مورد استقبال اهالی شهر قرار گرفت و چندین روز در این شهر اقامت كرد.

عده‌ای از مورخان، بنیانگذاری شهر هرمز كهنه را به اردشیر بابكان (پاپكان) ساسانی منسوب می‌دانند؛ در صورتی كه چندین قرن پیش از آن سپاه اسكندر در این شهر اقامت داشته است. در حدود سال هزار میلادی یكی از شیوخ عمان به نام محمد برای تصرف خلیج فارس و سواحل آن هجوم آورد و از نارضایتی اهالی هرمزنسبت به حاكم وقت استفاده كرد و بندر هرمز را تصرف كرد.

پس از او، پسر وی به نام سلیمان وسپس فرزندان او حكومت شهر هرمز را به دست گرفتند در سال هزارو سیصد میلادی، جمعی از سواران مغول (نوادگان امیر تیمور گوركانی) به این شهر حمله كردند و خرابی بسیار به بارآوردند. در نتیجه امیر هرمز همراه با مردم شهر، بندر هرمز را ترك كرده و به جزیره هرمز كنونی مهاجرت نمودند و بدین ترتیب حكومت خشكی هرمز به جزیره جرون منتقل شد.

نمای شهر میناب

عکس: http://aminhekmat.blogsky.com

در سال‌های هزار و هفتصد و نودوسه تا هزارو هشتصد چهار میلادی سلطان عمان- سلطان‌ابن احمد- با حمایت انگلیسی‌ها، حاكمیت خود را در گواتر به ناصرخان- حاكم آن ناحیه- تحمیل كرد و نفوذ خود را در سواحل مكران گسترش داد و بدین‌سان سواحل دریای عمان نیز به دست وی افتاد. وی در رویارویی با ایران احتیاط می‌كرد؛ اما سعی كرد تا اداره بندرعباس و میناب را نیز به دست آورد.

در این ایام، آغامحمدخان قاجار به دلیل درگیری‌های داخلی فرصت نكرده بود تا قدرت خود را در جنوب كشور تحكیم نماید. بدین لحاظ جزائر قشم و هرمز تحت كنترل حكومت عمان قرار داشت. در سال هزار و هشتصد و پنجاه و دو با توافق دولت ایران و عمان عهدنامه‌‌ای تنظیم شد كه طی آن، اراضی سواحل و جزیره‌های ایران و شهر میناب مجدداً به مالكیت ایران درآمد. میناب امروزی كه تاریخ آن با قدمت تاریخی هرمز قدیمی درآمیخته است، شهری آباد و پررونق است. این شهر یكی از نواحی مستعد كشاورزی استان هرمزگان نیز هست و محصولات جالیزی، مركبات وخرمای آن بسیار معروف می‌باشد.

 جاذبه های ديدنی

صنايع و معادن

مجتمع صنايع تبديلی مركبات (كارخانه آبليموگيری) يكی از صنايع مهم ميناب به شمار می رود كه با بهره برداری روزانه 50 تن، در سال 1367 هـ . ش، گشايش يافته و به دنبال آن دگرگونی بزرگی در جايگاه اقتصادی اين شهرستان به وجود آورده است. از صنايع ديگر شهرستان ميناب می توان كارخانه‌مواد خوراكی، كارگاه های نساجی، كارخانه های مصالح ساختمانی، كارخانه تهيه ابزار فلزی را نام برد. هم‌چنين به دليل همسايگی بخش بزرگ كرانه های شهرستان ميناب با كرانه های خاوری تنگه هرمز ( حدود 120 كيلومتر) ماهی گيری يكی از كارهای مهم بوده كه تاثير زيادی در اقتصاد شهرستان داشته است.  

کشاورزی و دام داری

كشاورزی و باغ داری شهر ميناب و پيرامون آن از رونق ويژه‌ای برخوردار است. آب شيرين فراوان همراه با خاك حاصل خيز دشت ميناب، جايگاه مناسبی را برای كشاورزی در اين ناحيه فراهم ساخته است. از اين رو توليدات زراعی شهرستان ميناب، 40-50 روز روزدتر از توليدات كشاورزی خوزستان وارد بازار می‌شود. فرآورده‌های كشاورزی و باغ داری ميناب خرما، مركبات (ليمو ترش و نارنگی)، صيفی، سبزی، … است. مركبات اين شهرستان از مرغوبيت ويژه‌ای برخوردار بوده و خرما به عنوان يك توليد سنتی جای ويژه ای در كشاورزی و زندگی مردم اين ديار دارد. آب كشاورزی ميناب از چاه نيمه ژرفا و آب آشاميدنی آن از چاه معمولی تامين می شود. كشت دربندر سيريك شهرستان ميناب به گونه سنتی بوده و مهم ترين فرآورده‌های كشاورزی آن خرما، ليمو ترش و تره بار هستند.دام‌داری در اين شهرستان بسته به جايگاه مراتع و شرايط زيستی مناسب از رونق خوبی برخوردار است. در ميناب پرورش بز، گوسفند، گاو و گوساله به روش سنتی انجام می شود.  

مشخصات جغرافيايي

شهرستان ميناب، با پهنه ای حدود 5/6878 كيلومتر مربع، در خاور استان هرمزگان، در كناره كرانه ای دريای مكران (دريای عمان)، در شمال خاوری تنگه هرمز، در 27 درجه و 8 دقيقه ی پهنای شمالی و 57 درجه و 5 دقيقه‌ی درازای خاوری نسبت به نيم روز گرينويچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دريا حدود 27 متر است. اين شهرستان از سوی شمال به شهرستان رودان، از باختر به شهرستان بندر عباس و دريای پارس، از خاور به شهرستان جاسك و استان كرمان و از جنوب به شهرستان جاسك و تنگه استراتژيك هرمز محدود است. بخش های شمالی و خاوری شهرستان ميناب كوهستانی و بخش مركزی و باختری آن، دشتی است. بخش دشتی آن به درازای حدود 120 كيلومتر از بندر تياب تا نزديكی روستای كرگوشكی نوار كرانه ای ( كرانه خاوری تنگه هرمز) قرار دارد. آب وهوای اين شهرستان، مانند ديگرنواحی استان هرمزگان گرم و مرطوب است. رطوبت هوا زياد و هر چه به كرانه نزديك تر شويم، اثر آن محسوس تر است. درجه حرارت گاهی به 50 درجه بالای صفر می رسد. بيش ترين درجه حرارت 6/47 و كم ترين آن 5/6 و ميانگين سالانه آن 9/26 درجه سانتی گراد است. جمعيت شهرستان ميناب، در سرشماری عمومی نفوس و مسكن 1375 هـ . ش، 204588 نفر، شامل 103053 نفر مرد و 101535 نفر زن بوده است. مردم ميناب سخت كوش، استوار، وطن دوست، مهمان نواز و متدين هستند و به زبان فارسی و لهجه شيرين مينايی سخن می گويند. ساكنان شهر ميناب مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفری و سنی بوده و زبان مردم شهرستان ميناب، فارسی و لهجه های مينابی، بشاگردی، بلوچی در اين منطقه رايج است. شمار زيادی مهاجر لاری و بحرينی در اين شهرستان ساكن شده اند و به لهجه های خود سخن می گويند.
فاصله هوايی ميناب تا تهران 1094 كيلومتر و فاصله زمينی آن تا تهران 1616، تا بندر عباس 110، تا دهبارز 64 كيلومتر است. دو راه آسفالته درجه 2 از سيريك، كه يكی به سوی شمال به درازای 75 كيلومتر تا مركز شهرستان ميناب و ديگری به سوی جنوب خاوری به درازای 150 كيلومتر تا بندر جاسك كشيده شده است. بندر های مهم شهرستان ميناب، عبارتند از: تياب، كلاهی، كرگان، كوهستك، سيريك. بعضی از اين بندرها، خليج های كوچكی دارند كه به آن «خور» می گويند.  

وجه تسميه و پيشينه تاريخي

از دشت ميناب با نام پيشين هرمز كهنه، ياد شده و از دير باز تا كنون به نام های منا، مناب، مناو، مينا، ميناو، مينو، … نيز خوانده شده است. ميناب را به دليل نزديكی با دريا و وجود رودهايی در پيرامون آن، «ميان آب» نيز گفته اند، كه اندك اندك به ميناب تغيير يافته است. واژه ميناب، در گذشته به جهت شفافيت آب رود ميناب، مينا آب بوده، كه به مرور زمان و به دليل دگرگونی، حرف«آ» از بين رفته و به گونه ميناب درآمده است. مردم محل بر اين باورند كه در روزگاران كهن، دو خواهر به نام‌های «بی‌بی مينو» و«بی‌بی نازنين» اين شهر را پايه گذاری كرده اند. ناحيه ميناب از ديرباز نه تنها به نام های گوناگون، نظر جهانگردان را به خود جلب کرده، بلكه دست‌خوش يورش های ويران‌گر نيز بوده است. در محل امروزی ميناب، شهری آباد، كه مركز ايالت هرمز كهنه بوده، قرار داشته كه تيمورلنگ با يورش وحشيانه خود، آن را خراب كرده و هفت دژ استوار آن را نيز ويران ساخته است. يكی از دژهای ويران شده شهر به نام دژ«بی بی می نو»، كه همان «بی بی مينو» باشد، در گوشه خاوری شهر باز مانده است و به اين دژ «هزاره» هم می‌گويند. از بازمانده‌های تاريخی اين شهر، دژ ميناب است، كه شهر ميناب بر دامنه آن بنا شده است. اين دژ تا اواخر دوران قاجاريه، مركز حكومت بوده و اكنون خرابه ای بيش نيست.

اوقات شرعی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد

بازديدکنندگان اين صفحه: 28479 بازديدکنندگان امروز :  189 کل بازديدکنندگان :  52348424 بازديدکنندگان آنلاين :  6 زمان بارگزاري صفحه:  1.1094