برای ایرانیان پرتالی است متمرکز به جغرافیای گردشگری که این جغرافیا بستر مناسبی برای توسعه سایر بانکهای اطلاعاتی از قبیل مشاهیر و بزرگان هر شهر و بررسی آثار آنها و بانکهای اطلاعاتی مثل، خدمات و گردشگری که شامل غذاهای محلی،سوغات،صنایع دستی،بازار،صنعت،اکوتوریسم می باشد.با فرستادن عکس،سفرنامه،فیلم کوتاه،گذاشتن کامنت در آخر هر مطلب و معرفی شغل یا کار خود در آن منطقه، و با به اشتراک گذاشتن این مطالب به توسعه صنعت توریسم کشور کمک کرده باشیم
يکشنبه ٠٢ آبان ١٤٠٠
جستجوی پیشرفته   جستجوی وب
گردشگری
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 2605
 بازدید امروز : 1299
 کل بازدید : 62817511
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 2.7634
حسینیه قوام

حسینیه قوام ، شیراز

حسینیه قوام

حسینیه قوام

حسینیه قوام مربوط به سدهٔ ۱۳ ه. ق. است و در شیراز، خیابان لطفعلی خان زند واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۵۱ باشمارهٔ ثبت ۹۲۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.جناب حاج شيخ محمد باقر شيخ‏الاسلام - اعلي اللّه مقامه - كه داستان 37 و 38 از ايشان نقل گرديد فرمودند هنگامي كه مرحوم حاج قوام‏الملك شيرازي مشغول ساختمان حسينيه بود،

حسینیه قوام

حسینیه قوام

 سنگهاي آن را به يك نفر سيد حجار كه در آن زمان استاد حجارهاي شيراز بود، كنترات داده بود و آن سيد در اين معامله دچار زيان سختي شد به طوري كه مبلغ سيصد تومان مديون گرديد و البته اين مبلغ در آن زمان زياد بود، خلاصه پريشان حال و بيچاره شد. شب جمعه نماز جعفر طيار را مي‏خواند و حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام را براي گشايش كارش به درگاه الهي وسيله قرار مي‏دهد و همچنين شب جمعه دوم تا شب جمعه سوم حضرت امير عليه‏السلام به او مي‏فرمايند فردا برو نزد حاج قوام كه به او حواله كرديم.

حسینیه قوام

حسینیه قوام

چون بيدار مي‏شود متحير مي‏شود چگونه به حاج قوام حرف بزنم در حالي كه نشانه‏اي ندارم شايد مرا تكذيب كند. بالاخره در حسينيه مي‏آيد و گوشه‏اي با هم و غم مي‏نشيند و ناگاه مي‏بيند حاج قوام با فراشها و ملازمانش آمدند در حالي كه آمدنش در چنان موقعي غير منتظره بود. همينطور نزديك مي‏آيد تا برابر سيد حجار مي‏رسد، مي‏گويد مرا به تو كاري است بيا منزل. وقتي كه حاج قوام به منزلش برمي‏گردد سيد مي‏آيد و ملازمان با كمال احترام او را نزد حاج قوام حاضر مي‏كنند. چون وارد مي‏شود و سلام مي‏كند حاج قوام بدون پرسش از حالش بلافاصله سه كيسه كه در هر يك يكصد اشرفي يك توماني بود تقديمش مي‏كند و مي‏گويد بدهي خودت را بپرداز و ديگر حرفي نمي‏زند.

از اين داستان دانسته مي‏شود كه متمكنين سابق در كارهاي خير تا چه حد داراي صدق و اخلاص بودند تا اندازه‏اي كه مورد عنايت و التفات بزرگان دين قرار مي‏گرفتند و همراه خود مي‏بردند و در اين دوره اولاد ثروتمندان غالبا در فكر زياد كردن ثروت خود هستند وتوفيق صرف كردن درامور خيريه نصيب آنها نيست.و ثانيا هرگاه مختصري از دارائي خود را صرف خيري كنند نوعا از صدق و اخلاص محرومند و به خيال مدح خلق و ستايش ديگران، كار خيري انجام مي‏دهند و چون براي خدا خالص نيست نتيجه باقي هم براي آنها نخواهد داشت و بحث در اطراف ريا كردن در اعمال خير كه سبب بطلان عمل مي‏شوددر رساله گناهان كبيره مفصلا ذكر شده خداوند ثروتمندان ما را موفق بدارد كه از اندوخته خود نتيجه بگيرند واز آنچه جمع‏آوري كرده‏اند بهره‏هاي باقي ببرند: مال را كز بهر حق باشي حمول‏

منبع:

http://tebyan-zn.ir

http://www.eshiraz.ir

 https://fa.wikipedia.org

گردآورنده:

کاوه ملک میرزایی