| نام |
شرح و تفسير |
| مَشيانه |
نام نخستين زن(حوا) |
| مُوژان |
غنچه نرگس |
| مِهراب |
نام پادشاه كابل و پدر رودابه |
| مِهربُد |
نامی از دوره هخامنشی |
| مِهرين |
از نام های برگزیده |
| مارال |
از نام های برگزیده |
| مازار |
يكي از سرداران مادي كورش |
| مازنه |
مازندران در اوستا |
| مازیار |
از سرداران مادی کورش بزرگ ، ماه یزد یار ، همسنگر بابک |
| مازيار |
نام پسر غارن، از اسپهبدان تبرستان |
| ماسيس |
نام دختر سي زين از خاندان ايراني سورن |
| ماكان |
نام پسر كاكي يكي از فرمانروايان ايراني |
| مانترَه |
سخن منش انگيز و مقدس |
| ماندان |
ماندانا ، مادر کورش بزرگ ، همسر کمبوجیه اول |
| ماندانا |
نام دختر پادشاه ماد و همسر كمبوجيه |
| ماندگار |
پايدار، ماندني |
| ماندوی |
شهبانوی اردشیر سوم شاه ارمنستان |
| مانوش |
نام پسر كي پشين و پدربزرگ لهراسب |
| مانی |
نقاش و نگارگری که از چین برخاست و در روزگار شاپور آیینی نو آورد |
| ماونداد |
نام يكي از مفسران اوستا در زمان ساسانيان |
| ماه آفريد |
نام زن ايرج مادر منوچهر |
| ماه بانو |
از نام های برگزیده |
| ماه ديس |
از نام های برگزیده |
| ماهان |
نام پسر كيخسرو پسر اردشير پسر غباد |
| ماهر |
زبر دست |
| ماهرُخ |
خوشگل، زيبا |
| ماهرخ |
رودابه |
| ماهرو |
از نام های برگزیده |
| ماهوار |
مانند ماه ، از گوشههاي موسيقي |
| ماهوش |
مانند ماه |
| ماهیار |
نام گوهرفروشی که بهرام دختر او را به زنی گرفت |
| مخمل |
نوعي پارچه |
| مرجان |
از گياهان دريايي |
| مرزبان |
مهراب کابلی |
| مرسده |
ملکه در ایران |
| مرضیه |
از ریشه ی رضی |
| مرمر |
سنگ خوشرنگ و قيمتي |
| مرواريد |
گوهر باارزش دريايي |
| مزدا |
داناي بزرگ، پروردگار |
| مزدک |
از نامهای دوران هخامنشی ، آفریننده مزدا ، آئین آورنده مزدکیان |
| مزدك |
نام پسر بامداد در دوران ساساني |
| مژده |
نويد ، خبر شادي |
| مژگان |
چشم پوش |
| مشکناز |
یکی از چهار دختر آسیابان که با بهرام گور باده گساری کردند و به همسری او درآمدند |
| مشيا |
نام نخستين مرد در اوستا |
| مکابیز |
نام ایرانی |
| ملیسا |
مرهم ، نام زنبور عسل در یونانی |
| منوچهر |
پهلوان نژاد، نام نياي سيزدهم اشوزرتشت، نام ششمين پادشاه پيشدادي |
| منوچهر |
نواده ی دختری ایرج و نبیره فریدون که پس از فریدون به شاهی ایران رسید |
| منوشان |
از شاهان کشور پارس در روزگار کیخسرو |
| منوشفر |
نام پدر منوچهر شاه پيشدادي |
| منیژه |
دختر افراسیاب و همسر بیژن |
| منيژه |
خواهر فرنگيس، دختر افراسياب |
| مورد |
نام درخت هميشه سبز |
| مويز |
دانه خشك انگور |
| مه پيكر |
از نام هاي برگزيده |
| مه زاد |
از نام هاي برگزيده |
| مه سيما |
ماه رو، ماهرخ، زيبا |
| مهبود |
وزیرنوشیروان که خردمندبود و مورد رشک قرار گرفت و انوشیروان بی گناه او و فرزندانش را کشت |
| مهتاب |
نور آرام ماه |
| مهدخت |
به معنی دختری همچون ماه |
| مهدیس |
از ماه دیس گرفته شده است به معنی گل چهره |
| مهدیه |
از نام هاي برگزيده |
| مهر |
آئین کیش مهر ایرانی |
| مهر آریا |
مهر دختر آریایها |
| مهر رخسار |
از نام هاي برگزيده |
| مهر نوش |
از نام هاي برگزيده |
| مهراب |
پادشاه ایرانی در کابل و پدر رودابه |
| مهراسا |
از نام هاي برگزيده |
| مهراشک |
نام ایرانی |
| مهرافروز |
از نام هاي برگزيده |
| مهرافزا |
آنكه مهر و محبت بيفزايد |
| مهرافزون |
از نام هاي برگزيده |
| مهرافشان |
از نام هاي برگزيده |
| مهران |
از سرداران انوشیروان در جنگ با روم ، همان میتران پهلوی ، از خاندانهای اصیل ساسانی |
| مهرانگيز |
از نام هاي برگزيده |
| مهرآذر |
پارسی از موبدان زمان قباد و انوشیروان از استخر فارس |
| مهرآگين |
از نام هاي برگزيده |
| مهرآميز |
از نام هاي برگزيده |
| مهرآور |
از نام هاي برگزيده |
| مهربُرزين |
دارنده برترين مهر، نام پسر فرهاد در دوره بهرام پنجم |
| مهربان |
نگهبان روشنايي و مهر |
| مهربانو |
از نام هاي برگزيده |
| مهرپرور |
از نام هاي برگزيده |
| مهرپوي |
از نام هاي برگزيده |
| مهرپيكر |
از نام هاي برگزيده |
| مهرجو |
از نام هاي برگزيده |
| مهرچهر |
از نام هاي برگزيده |
| مهرچين |
از نام هاي برگزيده |
| مهرخ |
از نام هاي برگزيده |
| مهرداد |
نام چوپاني كه كوروش را پرورش داد |
| مهرزاد |
زاده مهر |
| مهرساد |
نام ایرانی |
| مهرک |
نام شاپور اول |
| مهركيش |
از نام هاي برگزيده |
| مهرگان |
جشن ملي ايران |
| مهرمَس |
مهر بزرگ يا بزرگ مهر، نام نياي ششم اردشير بابكان |
| مهرناز |
از نام هاي برگزيده |
| مهرنگار |
از نام هاي برگزيده |
| مهرنواز |
از نام هاي برگزيده |
| مهرنوش |
یکی از چهار پسر اسفندیار |
| مهرو |
به معنی چهره ای همچون ماه ، از سرداران بهرام چوبینه |
| مهروي |
از نام هاي برگزيده |
| مهری |
محبتی ، در برگیرنده ی محبت ،( البته میتوان گفت خورشیدی ، اما نامی که برای زنان میباشد به همان معنای اول است ،) |
| مهريار |
از نام هاي برگزيده |
| مهسان |
از نام هاي برگزيده |
| مهستي |
از نام هاي برگزيده |
| مهشید |
مهسان ، مهسیما – مهسو، مهرشید |
| مهشيد |
مهتاب، روشنايي ماه |
| مهناز |
از نام هاي برگزيده |
| مهوش |
مانند ماه ، خوشگل ، مه چهره |
| مهیار |
نامی ایرانی |
| مهين |
بزرگ، بزرگتر |
| میترا |
فرشتگان مقدس ایران باستان ، مهرگان ، عید میترا از اعیاد بزرگ ایرانی که مراسم آن به مهرگان مشهور است |
| میترادات |
دختر مهرداد پادشاه اشکانی |
| میرتو |
از زنان شاهنشاهان هخامنشی |
| ميترا |
مظهر دوستي و محبت و صلح وصفا و روشنايي |
| مينا |
نام گلي است |
| مينو |
جهان معنوي |